تبليغاتX
«کوی تعادل» - آزادی

در سیاست، آزادی تقریبأ برای گروهی معنی دردسر و برای گروهی دیگر معنی

 

یک امید را میدهد که با دستمایه قرار دادن آن به قدرت برسند اما بنظر می رسد

 

که آزادی در سیاست معنی ندارد چون در سیاست تمرکز قدرت و حالت پدرمآبانه

 

نقشی پررنگ تر دارد .

 

در اقتصاد سالهای متمادی است که بر سر اقتصاد آزاد محاسن و معایبش بحث شده

 

است  گروهی مانند کینز نقش زیادی برای دولت قائل است و اعتقاد به دخالت دولت در

 

اقتصاد دارد بدین صورت که با سرمایه گذاری ایجاد اشتغال نماید  و گروهی دیگر

 

 مانند مکتب شیکاگو و یا مکتب اتریشی دخالت دولت را همیشه جایز نمی دانند و سعی

 

در ارائه شرایطی هستند که دخالت دولت روز به روز کمتر شود.

 

برای همۀ دانشجوهای اقتصاد بسیار مهم است که تاریخ اقتصاد را بدانند یکی از

 

مکاتب اقتصادی در میان 5 مکتب مهم  ، مکتب شیکاگو است که نگاهی انتقادی به

 

 دخالت دولت  دارد و آزادی را حق فردی انسان می داند که فریدمن در کتاب

 

سرمایه داری و آزادی  به خوبی آنرا توضیح داده است.

 

در قسمتی از این کتاب آمده است که آزادی ، گیاهی ظریف است به حکم عقل و به شهادت

 

تاریخ آنچه آزادی را تهدید می کند تمرکز قدرت است که این تمرکز قدرت در سیاست

 

وجود دارد .

 

همانطور که می دانیم آزادی به معنای کامل در دنیای امروز وجود ندارد یعنی هر فردی

 

نمی تواند به آنچه که اراده می کند در هر شرایطی جامع عمل بپوشاند و همیشه با محدودیتهایی

 

مواجه می باشد .

 

در بسیاری از دولتهای تمرکز قدرت سیاسی باعث می شود آزادی را به خطر بیاندزد و

 

در تمام زمانها ما شاهد چالشی تمام نشدنی مابین سیاست و اقتصاد هستیم . در تمام انتخابات


دنیا پاشنۀ آشیل برنامۀ یک کاندیدا، برنامه های اقتصادی است که در اغلب موارد

 

همراه با شعار است که تاریخ مصرف مشخصی دارد در اینجا است که هر انسانی

 

باید از آزادی خود استفاده بکند و به برنامۀ معقول تر رأی بدهد .

 

بنظر می رسد حضور سیاست و دولت از یک طرف و اقتصاد آزاد از طرف دیگر

 

اجتناب ناپذیر است اما باید قلمروی هر کدام مشخص باشد این در جوامع پیشرفته

 

تقریبأ مشخص شده و دولت میداند که نباید خیلی در بازار و تحولات بازار دخالت

 

بکند اما در کشور ما که در حال توسعه است دخالت دولت بطور صد درصد

 

است و اقتصاد دولتی حاصلش عدم وجود رقابت ، انحصاری شدن بازار ،


مجبور کردن مصرف کنندگان به مصرف کالائی با کیفیت خاص که خودش


 به نوعی نقض آزادی انتخاب مصرف کننده است را در بر دارد .


یک مثال برای مهم بودن اقتصاد در سیاست را می توانیم در ایتالیا ببینیم :

 

در ایتالیا اگر به تاریخ حضور کسی مانند برلوسکنی توجه بکنیم می بینیم که در سال

 

1992 با توجه به موفقیتی که در تجارت با تشکیل شبکهای تلویزیونی خصوصی

 

بدست آورد و با تبلیغات فراوان و دادن وعده های بی پایان از هیچ ،یک حزب سیاسی

 

 به نام فورتزا ایتالیا تشکیل داد و وارد عرصۀ انتخابات شد و در نهایت به

 

پیروزی رسید برلوسکنی هرگز یک سیاستمدار نبوده است و از قدرت

 

و نفوظ اقتصادی خود استفاده کرد و به عرصۀ سیاست پا گذاشت .

 

برای همین نباید از قدرت اقتصاد و تحولاتی که در جامعه ایجاد می کند چشم پوشی

 

بکنیم باید ببینیم در این عرصه چقدر آزادی وجود دارد چقدر دولت با دخالتهای خود

 

این آزادی را از موسسات  و افراد فعال در اقتصاد می گیرد و چارچوب حضور

 

دولت چقدر است .در نهایت برای صحبت از آزادی هر کدام از ما باید بدانیم از

 

آزادی چه می دانیم و چه می خواهیم ؟ این فقط از راه مطالعه و تحقیق عملی می شود .

 

از نظر شما آزادی چه مفهومی دارد؟

 

نوشته شده در 2008/12/28ساعت 0:44 توسط هومن| Donbaleh Balatarin mohandes |
خوراک وبلاگ

rss-one.png

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & Donbaleh Balatarin mohandes www.TakTemp.ir & www.j28.ir